صفحات: 1 3

  شنبه 5 اسفند 1396 17:22, توسط الهام نصیر   , 55 کلمات  
موضوعات: اعتقادی, علمی, تمرین

سخنرانی طلایی
متفاوت ترین سخنرانی ها وبیان نکات تخصصی در خطابه و کلاسداری در کانال ویژه سخنرانی طلایی در رده سنی
کودک تا کهنسال

https://t.me/sokhanranietalai

🗣🔴 هر جا نا امید شدی و فکر کردی به ته

خط رسیدی، حتما فقط ۱۵ دقیقه پست

های این کانالوبخون

🔵یک نگاه.نو به زندگی داشته باش👇


شک نکن اینجا متحول میشی

https://t.me/delaaanehha/

  شنبه 5 اسفند 1396 17:10, توسط الهام نصیر   , 95 کلمات  
موضوعات: دلنوشته ها, تمرین

در هجده سالگی ،نگران تفکر دیگران در مورد خودتان هستید

وقتی چهل ساله میشوید ، اهمیتی نمیدهید که دیگران در مورد شما چه فکر میکنند!

و زمانی که شصت ساله میشوید ، پی میبرید که اصلا هیچکس در مورد شما فکر نمیکرده است…!

وای که چه آسان هدر میدهیم عمر خویش را فقط برای دیگران و طرز فکرشان ، تا فرصت زندگی داری جانانه زندگی کن
هیچکس از شما نمی پرسد تا کجای مسیر موفقیت پیش رفته اید!!
همه فقط از شما می پرسند موفق شده اید یا نه!؟
پس تا آخرش ادامه دهید

 📚ذهنت و دنیاتو تغییر بده



  شنبه 5 اسفند 1396 17:03, توسط الهام نصیر   , 372 کلمات  
موضوعات: عاشقانه, تمرین

#نکته
#سیاست_زنانه_رفتار با خانواده همسر

مادر شوهر بعد از اتمام ماه عسل با تبسم به عروسش گفت: تو توانستی در عرض سی روز پسرم را وادار به انجام نمازهایش در مسجد بکنی؛ کاری که من طی سی سال در انجام آن تلاش کردم و موفق نشدم….!

عروس جواب داد: مادر داستان سنگ و گنج را شنیده‌ای؟ می‌گویند سنگ بزرگی راه رفت و آمد مردم را سد کرده بود، مردی تصمیم گرفت آن را بشکند و از سر راه بردارد. با پتکی سنگین نود و نه ضربه به پیکر سنگ وارد کرد و خسته شد.

مردی از راه رسید و گفت: تو خسته شده‌ای، بگذار من کمکت کنم. مرد تنها صدمین ضربه را وارد کرد و سنگ بزرگ شکست، اما ناگهان چیزی که انتظارش را نداشتند توجه هر دو را جلب کرد. طلای زیادی زیر سنگ بود….

مرد دوم که فقط یک ضربه زده بود؛ گفت: من پیدایش کردم، کار من بود، پس مال من است. مرد گفت: چه می‌گویی من نود و نه ضربه زدم دیگر چیزی نمانده بود که تو آمدی!

مشاجره بالا گرفت و بالاخره دعوای خویش را نزد قاضی بردند و ماجرا را برای قاضی تعریف کردند، مرد اول گفت: باید مقداری از طلا را به من بدهد، زیرا که من نود ونه ضربه زدم و سپس خسته شدم و دومی گفت: همه‌ی طلا مال من است، خودم ضربه زدم و سنگ را شکستم…

قاضی گفت: نود و نه جزء آن طلا از آن مرد اول است، و تو که یک ضربه زدی یک جزء آن از آن توست. اگر او نود ونه ضربه را نمیزد، ضربه صدم نمی‌توانست به تنهایی سنگ را بشکند.

و تو مادر جان سی سال در گوش فرزند خواندی که نماز بخواند بدون خستگی و اکنون من فقط ضربه آخر را زدم…!

چه عروس خوش بیان و خوبی، که نگذاشت مادر در خود بشکند و حق را تمام و کمال به صاحب حق داد و نگفت: بله مادر من چنینم و چنانم، تو نتوانستی و من توانستم. بدین گونه مادر نیز خوشحال شد که تلاشش بی ثمر نبوده است….

اخلاق اصیل و زیبا از انسان اصیل و با اخلاق سرچشمه می‌گیرد. جای بسی تفکر و تأمل دارد، کسانی که تلاش دیگران را حق خود می‌دانند کم نیستند. اما خداوند از مثقال ذر‌ه‌ها سوال خواهد كرد.
@delaaanehha

  شنبه 5 اسفند 1396 16:56, توسط الهام نصیر   , 0 کلمات  
موضوعات: عاشقانه, اعتقادی, تمرین
  دوشنبه 23 بهمن 1396 19:21, توسط الهام نصیر   , 278 کلمات  
موضوعات: علمی

روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».
برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد.

رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.

همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.

 

  یکشنبه 8 بهمن 1396 21:47, توسط الهام نصیر   , 15 کلمات  
موضوعات: عاشقانه, تمرین

سه کار شما رو از صفر به ۱۰۰ میرسونه: ۱- هدف گذاری ۲- نوشتن روزانه ۳- پیگیری جدی #تمرین 

  یکشنبه 8 بهمن 1396 21:47, توسط الهام نصیر   , 20 کلمات  
موضوعات: عاشقانه, اعتقادی, تمرین

​هر کاری که برات سخته و یا محال با خودت بگو: اینکار برای من سخته برای خدا هم سخته؟!

#تمرین

  پنجشنبه 9 آذر 1396 12:36, توسط الهام نصیر   , 0 کلمات  
موضوعات: عاشقانه, اعتقادی
  دوشنبه 29 آبان 1396 09:57, توسط الهام نصیر   , 4 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

خدایااااا شکررررررت  دوستت داررررررم 💖

  چهارشنبه 25 مرداد 1396 09:59, توسط الهام نصیر   , 0 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

  جمعه 19 خرداد 1396 11:54, توسط الهام نصیر   , 185 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

 ‍ اگر نبودند “شُهدايِ مدافع حرم"  بار ها و بارها امنيت كشور به خطر مي افتاد …! اگر نبودند امثالِ شهيدهایی  كه بزرگ شدنِ فرزند خود راندیدند و….اگر نبودند امثال شهید دهقان ها كه كيلومتر ها دور تر از خاكِ وطن  جنگيدند تا مردمِ ايران در امنيت باشند…! حالا بعد از اين كه شاهدِ  انفجار در نقاط مختلف اروپا بوديم  امروز تهران هم رويِ ناامني را ديد …! حالا قدرِ امنيت را دانستيد ؟ حالا فهميديد مدافع حرم يعني چه ؟ حالا فهميديد فرقِ بين حرف و عمل را ؟ آن هايي كه شعار میدادید كجاييد ؟ انهایی که میگفتید مدافعان بخاطر پول میروند  بياييد داعش تا تهران هم رسيده است  جانِ خود را فدا كنيد  بِسم الله …. مرد ميخواهد كه بروي برايِ امنيت “ايران” در كشور ديگري بجنگي و بيخيال زن و زندگي بشوي  مرد ميخواهد ….! امروز بيشتر از هميشه شرمنده خون تمامِ شهدايِ “مدافع حرم” هستيم …! به اميدِ روزي كه امنيت و صلح  در كلِ جهان حاكم شود…! اما مردم “ايران” ترسي از جنگ با عده اي بُز دل ندارند ! متحد تر از هميشه برايِ ايران…! #ايران_تسليت #رهبرم تسلیت #شهداي_مدافع_حرم #امنيت #متن برگرفته از کانال از لاک جیغ تا خدا 

  یکشنبه 14 خرداد 1396 13:03, توسط الهام نصیر   , 0 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

  شنبه 13 خرداد 1396 00:18, توسط الهام نصیر   , 259 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

👌👌👌

عوامل محروميت‏ از رزق های رمضان

استاد  صفایی ره
اگر فرصتى پيش آمد و چنين بزمى را براى ما گستردند، چه كنيم كه محروم نشويم؟ ؟؟؟؟

 فضل و بارش احسان او كه هميشه هست،،،،،،

 اما اگر كاسه ما واژگون باشد حاصلى به دست نمى‏‌آيد. !!!!!

بارش هست ،ولى جمع كردن اين بارش احتياج به اين دارد كه ظرف ما معكوس و واژگون نباشد؛؛؛؛؛؛

 چون ظرف واژگون چيزى در خود نمى‏‌گيرد و آنچه را هم كه دارد از دست خواهد داد.!!!
اما عوامل واژگون شدن و بسته شدن ما چيست؟

كفر، وقر، قفال و أغلال، مانع‌‏هاى بزرگى هستند كه ما را محروم‏ مى‏‌كنند و نمى‌‏گذارند در كاسه ما چيزى قرار بگيرد و در مشك و انبان ما چيزى جمع بشود.

كفر، شرك، نفاق و عجب، عواملى هستند كه از جمع شدن نعمت جلوگيرى مى‏‌كنند و نمى‌‏گذارند كه ما حاصل‏‌جمعى داشته باشيم، هيچ چيزى را در ظرف ما باقى نخواهند گذاشت. مى‏‌بينيم عمرى است كه كوشيده‌‏ايم ولى حاصلى نبرده‏‌ايم!
ماه رمضان، ماهى است كه فضل و عنايت حق فراگير است. بايد ببينيم كه آيا در وجود ما كفر و شرك و نفاق نيست؟

يكى ديگر از عواملى كه باعث محروميت ماست؛

«غِلّ» و #كينه‏ هاست.!!!!

 آيا در دل ما كينه‌‏اى وجود ندارد؟؟؟؟؟ بايد تأملى كنيم كه ظرف ما واژگون نباشد!!!!

با وجود اين همه بارش، انسان مى‌‏بيند هيچ چيز در ظرف او جمع نشده كه بماند، حتى ظرفش هم آلوده مانده است.
كفر، شرك، نفاق، غل و … باعث مى‌‏شوند كه دل ما مختوم و ممهور شود؛!!!!

 يعنى قفل و بسته شود. حالا هر چه هم كه ببارد، اين دل چيزى به دست نمى‏‌آورد.

  شنبه 13 خرداد 1396 00:14, توسط الهام نصیر   , 0 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

  شنبه 13 خرداد 1396 00:13, توسط الهام نصیر   , 0 کلمات  
موضوعات: دلنوشته ها, اعتقادی
  چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 17:34, توسط الهام نصیر   , 118 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

مقام معظم رهبری :انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشی نیست. پایه های نظام ما همین انتخابات است 
رهبرانقلاب: انضباط مردمی خیلی مهم است؛ هم قبل از انتخابات، هم بعد از انتخابات
۲) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح امروز در دیدار اقشار مختلف مردم:

🔹 انضباط مردم خیلی باارزش است؛ هم قبل از انتخابات، هم روز انتخابات و هم بعد از انتخابات.

🔹این انضباط و پایبندی مردم به نظم و قانون خیلی مهم است؛ این همان چیزی است که بسیاری از کشورها این را ندارند و ملت ما نشان می‌دهد که این را داراست و از تجربه‌های گذشته یاد گرفته است.

🔹ملت ایران تجربه کرده است که این انضباط چقدر به نفع اوست و بی‌انضباطی و بی‌قانونی چقدر برایش مضر است.

  چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 17:18, توسط الهام نصیر   , 0 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

  دوشنبه 23 اسفند 1395 12:01, توسط الهام نصیر   , 61 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
میلیاردها سلول

صدها عضو

کیلومترها رشته عصبی 

هزاران عضله
مثل ساعت و به صورت هدفمند

 و هماهنگ در بدن تو 

در حال کار کردن هستند
به احترامشون با هدف زندگی کن

      
براى شاد بودن کافیست…

کمتر فکر کنید

بیشتر احساس کنيد 
کمتر اخم کنید، بیشتر لبخند بزنید 
کمتر قضاوت کنید، بیشتر بپذیرید
کمتر گلایه کنید

بیشتر سپاسگزار باشید!

  دوشنبه 2 اسفند 1395 11:05, توسط الهام نصیر   , 1006 کلمات  
موضوعات: عاشقانه

فروپاشی اسطوره های طلبگی
میخواهم از نظر علمی بالاتر از علامه طباطبایی و از نظر اخلاقی بالاتر از آیت الله قاضی شوم، باید مانند برخی از بزرگان اجتهاد خود را در سن25 سالگی کسب کنم ،از منظر سیاسی در حد امام خمینی ره میتوانم موثز باشم. اینها ذهنیات طلبه هایی با انگیزه است که خالصانه دل به حوزه میدهند و از تعلقات و موقعیتهای خارج از حوزه چشم پوشی میکنند تا این اهداف مقدس را جامه عمل بپوشانند.اما چه میشود این اسطوره ها بمرور فرو میریزند؟ چگونه یک طلبه آرزوها و آمال خود را فراموش میکند؟ این نوشته به این فرایند توجه دارد فارغ از نگاه ارزشی.
گروه اول: کسانی که در همان سالهای اول طلبگی حوزه را ترک میکنند وممکن است حتی مدت حضور آنها در حوزه به یک سال منتهی نشود.خودچنددسته هستندکه دسته اول کسانی که از دور با ویترین حوزه آشنا و علاقمند حوزه میشوند . بچه مذهبی هایی که در مجالس و مساجد و تلویزیون روحانیت و جایگاه آنرا مشاهده کرده اند وبه این ویترین ظاهرا جذاب جذب شده اند ،تصور این گروه این است که چند صباحی با حضور در حوزه این ویترین و وجهه را کسب میکنند ،با این تصور وارد حوزه میشوند اما با کمال تعجب مشاهده میکنند که به این زودی ها از آن ویترین خبری نیست و باید سالها جور بکشد شاید بتواند به آن ویترینها دست یابد از اینرو حوصله کار طولانی مدت نداشته و عطای حوزه را به لقایش میبخشد و میرود تا هیجانات خود را در جایی دیگر ارضا کند.دسته دوم که گرایشها و علاقمندیهای عرفانی دارند و مدینه فاضله ای در ذهن خود ساخته اند اما با ورود به حوزه وعدم مشاهده کامل آن فضای ذهنی ،حوزه را با ذهنیتی منفی ترک میکنند تصور آنها این است که سیستم باید به آنها چشم برزخی هدیه کند. دسته سوم: بچه مذهبی هستند اما درسهای آنها ضعیف است ،این گروه فکر میکنند که در حوزه مجالس عبادت و سینه زنی و روضه خوانی برپا است ازین رو برای رسیدن به علقه ها و فرار از درس به حوزه می آیند اما امان از دل غافل که آنها دروس حوزه را چند برابر سخت تر از دروس دیگر مییابند و خداحافظی از حوزه. البته در کنار اینها دلایل دیگری نیزهست مثلا خاطرم هست در اوائل ورود به حوزه بچه طلبه ای که سن وسالش کم بود و از شهری دیگر آمده بود دلتنگ مادرش بود و مدام گریه میکرد و بعد از مدتی نتوانست فراغ مادرش را تحمل کند و مامانش را بر حوزه ترجیح داد.#چی_شد_طلبه_شدم
گروه دوم: البته نوعا در شهرستان هستند و بعد از اتمام دوره شش ساله با مشکلاتی مواجه میشوند و برای ادامه تحصیل به حوزه قم نمیروند. مثلا برخی در کنار دروس خود فعالیت جنبی داشتند هیاتی را اداره میکردند ،مسئول پایگاه بسیج بودند ،در ذهن خودساخته خود فکر میکنند وظیفه شرعی دارند این مراکز را حفظ کنند و البته امان از برخی از نهادهای سوء استفاده کننده، ازینرو خود را وقف اداره آن مجموعه میکنند ،دسته ای دیگر با توجه به سن خود ازدواج میکنند ممکن است در خانه پدری و در اتاقی ساکن شوند و فکر اداره زندگی در قم ،فشار خانواده و … اورا از ادامه کار بازمیدارد ،این گروه بمرور برای خود کاری پیدا کرده و مشغول زندگی میشوند.
گروه سوم: برای ادامه تحصیل وارد قم میشوند و وضعیت بهتری نسبت به دو دسته قبل دارند اما اینها نیز مشکلات خود را دارنددروس حوزوی فرایندی بسیار طولانی دارد این گروه یا خسته میشوند و یا اینکه راه مشخصی برای ادامه تحصیل خود پیدا نمیکنند از اینرو احساس رخوت کرده و بعضا دچار افسردگی میشوند و البته انتقادهای طولانی از سیستم حوزه. برخی به کارهای حاشیه ای مشغول میشوند ،برخی به شهرستان رفته و در کارهای فرهنگی کمک میکنند و برخی دیگر نیز گذران میکنند.
گروه چهارم:این دسته کسانی هستند که در کنار دروس حوزوی با علوم جدید(علوم انسانی) نیز آشنا میشوند و هر دو درس را میخواهند در کنار هم ادامه داده و به اصطلاح علوم انسانی بومی و اسلامی تولید کنند اما این گروه بعد از آشنایی نسبی با دیدگاههای متجددانه در گره زدن علوم دینی و علوم غربی ناتوانند و بمرور دچار بحرانهای فکری عمیق میشوند همان بحران سنت و مدرنیته که اینبار دامن این دسته از طلاب را گرفته است بمرور برخی از اینها به سمت دیدگاههای مدرن رفته و فضای ذهنی آنها عوض میشود و گاهی از گذشته خود سوالاتی بی پاسخ میپرسند و البته عاقبت آن کم میل شدن است به اسطوره های اولیه. مثل یکی از اساتید که مورد توجه یکی از مراجع تقلید بود خود از تغییر فضای ذهنی خود میگفت و اینکه تا حد اجتهاد خوانده بود اما تغییر فضای ذهن او نهایتا پشت کردن به دروس حوزوی را به ارمغان آورده بود.
گروه پنجم: که شاید تعدادشان نیز کم نباشد . کسانی که در اثر مشکلات مالی بمرور از اهداف اولیه فاصله میگیرند. واقعیت این است که برای رسیدن به اسطوره های حوزوی باید سالها وقت گذاشت و مجاهدتها کرد این فرایند طولانی برای طلابی که پشتوانه مالی ندارند کمی سخت است .طلبه بعد از مدتی و به اقتضای سن ازدواج میکند ،شهریه حوزه برای زندگی در این زمانه کفاف نمیکند برخی خانواده ها از طلبه خود حمایت میکنند که البته تعدادشان کم است ،برخی قناعت پیشه کرده و مجاهدت میکنند و ادامه راه میدهند اما گروهی مجبورند در کنار درس کاری پیداکنند تا بتوانند معیشت خود را اداره کنند این کارهای حاشیه ای بمرور دامن طلاب را از درس دور میکند و نهایتا دوری از اهداف اولیه.و اینگونه اسطوره ها در ذهن این دسته از طلبه ها فرو پاشیده اند ،طلبه ای که میخواست علامه طباطبایی شود سنش به چهل رسیده است و هنوز یک جلد از تفسیر علامه را مطالعه نکرده است و در پی برنامه ریزی برای خواندن آن است، ممکن است برخی از آنها هنوز با این اسطوره ها زندگی کنند اما خود میدانند دیگر باید چشم پوشی کنند. سختیهای راه و تلاطم این مسیر طلبه با انگیزه نوجوان را بمرور تبدیل به یک روحانی محتاط و محافظه کار کرده که به داشته های خود راضی است و در پی نگه داشتن داشته ها، اما اینکه چگونه اسطوره های اخلاقی فراموش میشود و…….

1 3

خرداد 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
عکس نوشته و کليپ جذاب مذهبی و عشق به خدا تنها در وبلاگ بی بی خورشید

جستجو

 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی